X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1388
اشک پنهان آزادی

 

 

 

دستانت را گرفتند

و دهانت را خرد کردند

به همین سادگی تمام شدی

 


از من نخواه که در مرگ تو غزل بنویسم

کلماتم را بشویم

آنطور که خون لبهایت را شستند

و خون لبهایت بند نمی‌آمد


تو را شهید نمی‌خوانم

تو کشته‌ی تاریکی هستی

کشته‌ی تاریکی

این شعر نیست

چشمان کوچک توست

که در تاریکی ترسیده است

در تنهایی

گریه کرده

اعتراف کرده است.